چرا گاهی با انرژی فعال و به تمام معنا زنده هستیم و گاهی خمود و بی حوصله و عصبی.
هر کدام از ما آبستن پیامی خاص برای زندگی هستیم.وقتی در جهت رشد قرار داریم وقتی با وجود خود یگانه شده ایم رضایت عمیقی را در خود حس میکنیم.رضایتی که صرف داشتن و دانستن نیست.وقتی پویا هستیم وقتی در عادت ها نمانده ایم.در تعامل کاملی از انرژی با زندگی هستیم و از بودن خود را در زندگی موهبتی بی همتا می دانیم.اما همین که در سرازیری سقوط قرار داریم.همین که از خود واقعی خود فاصله میگیریم.همین که نقشهائی دلخواه را نمی زنیم بدیهی هست که احساس خوبی نداشته باشیم.رنج به ما میگوید که ناگزیریم موقعیت خود را تغییر دهیم.و شادی میگوید که در موقعیت خوبی هستیم.
شادئی که صرف باج گرفتن از دیگری باشد مسکن حقیریست.تا کی میتوانیم از دیگران باج بگیریم تا شاد شویم.و هر روز باج بیشتر.و زندگی را هرج و مرجی کنیم که هست.تا کی باج بدهیم که دیگران از ما احساس خوبی داشته باشند.
یگانه راه سعات خود شکوفائیست.یگانه راه سعادت رسیدن به خزانه بی پایان زندگیست که در درون ما قرار دارد.یگانه راه سعادت تعاملی سرشار و زیبا از عشق و آگاهی با زندگیست.
وقتی دلخواه نباشیم.صدای ما صدای واقعی ما نیست.مثل سازی که کوک درستی نداشته باشد.صدای واقعی ما یگانه و بی نظیر است.چرا که ما سازهای دست ساز خدائیم.خدائی لحظه لحظه زره زره زندگی را در شکوهی بی مانند و معجزه ای بی نظیر خلق کرده است.ما مسافر روزی هستیم که اینهمه شکوه را ببینیم و حیرت کنیم و اشک بریزیم.جایگاه واقعی اشک آنجاست.جایگاه واقعی خنده آنجاست.آنجا که از فرط جنونی زیبا غرق در خنده می شویم.
وقتی دلخواه نباشیم.صدای ما صدای واقعی ما نیست.مثل سازی که کوک درستی نداشته باشد.صدای واقعی ما یگانه و بی نظیر است.چرا که ما سازهای دست ساز خدائیم.خدائی لحظه لحظه زره زره زندگی را در شکوهی بی مانند و معجزه ای بی نظیر خلق کرده است.ما مسافر روزی هستیم که اینهمه شکوه را ببینیم و حیرت کنیم و اشک بریزیم.جایگاه واقعی اشک آنجاست.جایگاه واقعی خنده آنجاست.آنجا که از فرط جنونی زیبا غرق در خنده می شویم.
هر کدام از ما مخاطبانی واقعی داریم که خود را از آنها محروم کرده ایم.مخاطبی که لحظه لحظه با ما بودن را بزرگترین افتخار زندگی خود میداند.ما به دروغ بودن دل باختیم.کافیست که وادی حقیقت بیائیم.به دنیای واقعی بیائیم تا مخاطبانی واقعی را دیدار کنیم.همه سرگشتگی ما برای دیداری واقعی و زیباست.دیدار کسی که ما را چون معجزه ای بی مانند ببیند.نه ماسکی عاجز و درمانده.
هیچ لذتی در زندگی برابر با درک شکوفائی واقعی ما نیست.هیچ لذتی برابر دیداری واقعی نیست.چرا این شکوه شکوفائی را از خود دریغ کنیم.
اولین گام مهمترین گام است.زندگی سیاحتی بی نظیر است که با اولین گام آغاز میشود.میتوانیم همه عمر این سیاحت را از خود دریغ کنیم.و میتوانیم اولین گام را همین حالا برداریم.اولین گام برای نزدیک شدن به شکوه خود،اولین گام برای سیاحت واقعی زندگی.ما برده نیستیم که بندگی خود و دیگران را کنیم.ما پادشاهان ملک وجودیم.تاخیر دیدار شکوه خود بس نیست؟حسرت تاخیر بس نیست؟
اولین گام آخرین گام است.چه بعد از اولین گام نیروئی ناپیدا ما را با خود به این سفر جادوئی می برد.
سوار بر بال اولین شوق سفر شو.و خود را به دریائی بی کرانه بیفکن.آن دریا توئی که خشک لب نشسته ای.و شوق همین تپشیست که قلبت برای این تنهاترین سفر دارد.
