تا حالا مورد سوءاستفاده قرار گرفیتد؟!نه،این سوال راضیم نمیکنه بهتر بپرسم آیا تا حالا متوجه شدید که دارید مورد سوءاستفاده قرار میگیرید یا هنوز متوجه نشدید؟!!
زندگی بدون عشق تماش سوءاستفاده هست.البته قانون و عرف زحمت کشیدن تا کمکمون کنن که به این حد بسنده کنیم!،اما حرص گشنه و تشنه ما مدام دنبال حیله تازه ای هست که قانون و عرف رو حتی دور بزنه،که معمولا میزنه،اگه حرفم رو قبول ندارید،میتونید سر فهمتون رو یه خورده بالا تر بیارید و نگاهی به به دنیای داغ خبرها،از سیاسی و اقتصادی گرفته تا اجتماعی و عشقی بندازید.
پرسش اصلی من حالا این شد که چطور میشه تا حد ممکن ریشه سوءاستفاده رو خوشکوند!،چطور میشه زیباترین هدیه زندگی رو به خود داد؟! کاش اجازه داشتم و کمی صبور بودم که نگم بزرگترین هدیه که نه،تنهاترین هدیه سکه ای هست که یک طرفش عشق و یه طرف دیگش آزادی،که هیچ کس نمیتونه این یگانه ترین هدیه رو به ما بده غیر از خود خود ما،انگار پرسشم باز داره تغییر ماهیت میده و از سوءاستفاده به دادن یگانه هدیه زندگی به خود بر می گرده،میدونید چیه حس میکنم همه موضوعات به طور غیرقابل تفکیکی به هم بافته شدن،پس بزارید که ازتون بپرسم،خوشحال میشم بدونم رسالت شما در زندگی چیه؟!! ینی همون غدغه ای که معمولا خواب خوراک رو از شما می گیره؟! نکنه هیچ دغدغه ای ندارید؟نکنه باری به هر جهت امروز رو به فردا هل میدید؟نکنه صبح که پا شدید میگید وای بازم روز شده؟ نکنه هنوز دلتون نلرزیده،نکنه غم شیرینی ندارید؟نکنه کسی توی زندگیتون نیست که همه عشقتون خدمت عاشقانه به اونه؟ اگه اینطوره وای به حال شما حمال های گرامی!(میگما عجب پرسشی شدا ! :-??،انگار جریان سیال ذهنم باز جوگیرم کرد،به حرضت عباس که نمیتونم دوستتون نداشته باشم.به جان خدا که راست میگم(بزارید یه جوک بگم اخه حیفه جان خدا رو قسم بخوره آدم و این جوک رو نگه،میگن یه روز به یکی گفتن خدا رو میشناسی؟طرف گفت بعله که میشناسم،خدا خیلی بزرگه،خیلی مهربونه،خیلی ....هر جا هست ایشاله ابوالفضل پشت و پناهش باشه:-??)(یکی نیست که بهم بگه آخه مرد حساب اینم شد سوال:-??)