ای همه دوست جان های "حرفی" من !
ما جز حرف مفت برای هم چی داریم؟!
واقعا که حالم از حرفها بد میشه،هوووف
بالام جانهای من حرفها رو ولش خونیننننن !
دیفانه بشینننننننن
دست بزنین
برقصین
گریه کنین
خنده کنین
همیجور الکی الکی
بعد یه هو می بینین راستی شده،خیلی راستی شده،بعدش مات میشین،منگ میشین،هوووف میشین!
وای به حرضت خدا گاهی سنگ معشوق من میشه،آخه دیفانه تو از سنگ کمتری؟!
عاشق شو و سنگ شو،عاشق سنگ شو،ای عزیز نادیده من تا بدونی برا چی دیوانه و لالم.
واییییییییییییییییییییی
یه تمرین باحال
خودتون رو مدام در حالتهای تازه قرار بدین،مهم نیست چه حالت و رفتاری،فقط تازه باشه،و توجه رو به درون ببرین و ببینین کیه که در موقعیت تازه قرار گرفته،"من"تون رو شکار کنین،وایییییییییی یه حالی میده که
لذت ببرید مدام لذت،از غرقه شدن در موقعیت های بکر و تازه غرق در لذت بشید.از رنج های نو لذت ببرید از لذت های تازه لذت ببرید.کهنه ها رو رها کنید.غنچه های با طراوت باغ رو ببینید؟علف های تازه رو ببینید؟واقعا زیبا نیستن؟اونها مدام در کهنه ها می میرن و تازه متولد میشن،شما هم بمیرن.انقد حرف نزنین.نگین درسته،نگین غلطه، فقط هی غرق بشین.هی بمیرین،تا هی زنده بشین.زنده تر بشین.وای که چه مستم از رنجها و لذتهای بکر و تازه ام.وای که زندگی رو موهبتی بی توصیف می بینم.وای که دلم چه میگیره از زندانهائی که خیال میکنینم زندان و نشستیم توش.وای که شکستن در و دیوار این زندان وهمی چه حال باحالی داره وایییییییییییییییییییییییییی
