زندگی یعنی شناور بودن در امواج شادی و رنج که مدام در گذرند.شادی و رنج می آیند و می روند اما هر بار به شکلی تازه تر.اما تجربه کننده شادی و رنج چه؟!شادی و رنج ما در کودکی چه بود؟امروز چه؟فردا چه؟ روزی دیر یا زود،آنگاه که در گذر زمان پخته ایم،فاتحانه لبخند می زنیم به همه شادی ها و رنج هائی که میهمان ما شدند.آمدند و رفتند تا خامی ما پخته شود.
از دل شادی رنج زاده میشود و از دل رنج شادی.آنها دو روی یک سکه "نیاز"هستند.
میتوان بر امواج رقصید یا که تا حد غرق شدن ناامیدانه دست و پا زد.اختیار با من است.با تو.
هر کس رویائی دارد خاص و این زیباست.به رویاهای هم از سر مهر لبخند بزنیم.برای هم عاشقانه دست تکان دهیم و به راه خود برویم.تا همسفری که شایسته ماست تنها نماند!
زندگی بدون ریسک بسیار کسل کننده است.سفر به ناشناخته ها آخر ریسک است.ناشناخته مرگ است.سرک کشیدن به آن پشت پرده ها را از خود دریغ نکنیم.
زندگی یک قمار است.و ما از پیش بازنده های این بازی هستیم.اما به اختیار باختن و یا به حسرت منتظر باخت نشستن با ماست.
در قمار باید همه حواس را جمع کنیم.در قمار فرصتی برای پرسه زدن در گذشته نداریم.همه هوش و حواس اینجاست.به لحظه های ناب قمار! لذتش را از خود دریغ نکن.لطفا نکن.
موفق شدن یگانه حق هر ناموفقیست.وقتی به آن بلندی بلند موفقیت فاتحانه تکیه میزنیم و روزهای رنج تجربه را برای دیگران ورق میزنیم.چه حالی داریم؟لطفا این فتح مست را از خودت دریغ نکن.لطفا نکن.
آیا آن رقص مست فاتحانه دلیل کمیست برای زندگی؟
افکار احساسات را به کجا می برند؟! وقتی متولد میشویم احساسات ما پاک و زلال بود.کودکان در فرهنگ های متضاد جهانی زیبا و یگانه اند اما اندک اندک افکار القاء شده به ما احساسهای ما را مکدر و متفاوت میکند.
افکار فردی تحت تاثیر افکار جمعی قرار می گیرد.و افکار جمعی احساس های رودخانه های خروشان احساس جمعی را می سازد.
باورها در جای جای زندگی از کودکان زیبا و زلال سربازانی مطیع می سازند و به اسم خدا و زندگی به تخریب زندگی می کوشند.پس پیش از آنکه انگشت اتهام را متوجه سرسپردگان بی مغز نشانه رویم باید باورها را متحول کنیم.باید شعور همگانی را برای خلق فرهنگی واحد و جهانی بسیج کنیم.
جبر حاکم بر جامعه بسی فراتر از اراده نوپای انسانیست.از هزار هزار یکی گاندی میشود.ما نیازمند حرکتی دو سویه هستیم.هم فرد و هم جامعه باید به خودسازی و تعالی شعور همت کند.تا هر چه زودتر همان شویم که شایسته آنیم.
ورای این نقاب زشت و زیبائی که به چهره داریم.همه جانی عاشق و زلالیم.کاش از نقابها بگذریم و جان هم را عاشقانه نشانه رویم.